محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
74
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
پايش برپا داشت ، و پيكره وجودش را با استحكام نگاه داشت ، و در آفرينش آن هيچ قدرتى او را يارى نداد ، و هيچ آفرينندهاى كمكش نكرد . اگر انديشهات را بهكار گيرى تا به راز آفرينش پى برده باشى ، دلائل روشن به تو خواهند گفت كه آفريننده مورچه كوچك همان آفريدگار درخت بزرگ خرماست ، به جهت دقّتى كه جداجدا در آفرينش هر چيزى بهكار رفته ، و اختلافات و تفاوتهاى پيچيدهاى كه در خلقت هر پديده حياتى نهفته است . همه موجودات سنگين و سبك ، بزرگ و كوچك ، نيرومند و ضعيف ، در اصول حيات و هستى يكسانند ، و خلقت آسمان و هوا و بادها و آب يكى است . واژهشناسى البصائر مدخوله : بينايى آسيب ديده است . البشر : جمع « بشرة » ، به بخش رويين پوست گفته مىشود . الصّدر : بازگشت پس از آمدن . الوفق : آنچه سازگار و مناسب باشد . الصّفا : صاف و براق . الجامس : خشك و سخت . الشّراسيف : جمع « شرسوف » ، به كنارههاى نرم دندههاى سينه گفته مىشود كه نزديك به شكم قرار دارد . ساختار ادبى كيف دبّت : « كيف » حال است . مكفول : خبر مبتداى محذوف و در اصل چنين بوده است : « هي مكفول » .